الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )
325
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )
اصحاب اليمين » 937 - عن عبد اللّه بن مسعود ، قال : أوّل شيء علمته من أمر رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله أنّي قدمت مكّة في عمومة لي و أناس من قومي نبتاع منها متاعا ، و كان في أنفسنا شراء عطر ، فأرشدنا إلى العباس بن عبد المطلب فانتهينا إليه و هو جالس إلى زمزم ، فجلسنا إليه فبينا نحن عنده إذ أقبل رجل من باب الصفا ، أبيض تعلوه حمرة و عليه ثوبان أبيضان ، يمشي عن يمينه غلام أمرد حسن الوجه مراهق تقفوهما امرأة ، ثم استقبل الركن و رفع يديه و كبّر ، فقام الغلام عن يمينه و رفع يديه ثمّ كبّر ، و قامت المرأة خلفهما فرفعت يديه و كبّرت فأطال القنوت . و ذكر الحديث إلى قول العباس : هذا ابن أخي محمد بن عبد اللّه و الغلام علي بن أبى طالب ، و المرأة خديجة ، ما على وجه الأرض أحد يعبد اللّه بهذا الدين إلا هؤلاء الثلاثة . عبد اللّه بن مسعود گفت : نخستين چيزى كه از كار پيامبر خدا دانستم اين بود كه همراه با عموهايم و گروهى از قبيلهام به مكه آمديم تا كالايى از آنجا بخريم و مىخواستيم عطر بخريم ، ما را به عباس بن عبد المطلب راهنمايى كردند نزد او رفتيم و او كنار زمزم نشسته بود ، نزد او نشستيم و در آن زمان كه ما پيش او بوديم ديديم كه مردى از باب صفا آمد كه رنگ سفيد مايل به سرخ داشت و بر او دو جامهء سفيد بود و از طرف راست او نوجوانى زيبا روى تازه رسيده راه مىرفت و پشت سر آنها زنى بود ، آنگاه ركن را قبله قرار داد و دستهاى خود را بلند كرد و تكبير گفت و نوجوان در طرف راست او ايستاد و دستهاى خود را بلند كرد و تكبير گفت و آن زن در پشت سر آنان ايستاد و دستهاى خود را بلند كرد و تكبير گفت و او قنوت را طولانى كرد . حديث را ذكر كرد تا رسيد به اينكه عباس گفت : اين ، پسر برادر من محمد بن عبد اللّه است و آن نوجوان ، علىّ بن ابى طالب ( ع ) و آن زن ، خديجه است و در روى زمين جز اين سه نفر كسى خدا را با اين دين عبادت نمىكند .